یک روز تابستانی ، سبزه به سایه درخت نارون گفت : " مدام این سو و آن سو می روی

و آرامشم را به هم می زنی "

و سایه پاسخ داد  : " من نه ، من نه . به آسمان نگاه کن  . درختی هست که میان زمین و

 خورشید ، در باد به شرق و غرب حرکت می کند ."

وسبزه به  بالا نگاه کرد و  برای اولین بار درخت را دید و با خود گفت  : " عجب ، 

 نگاه کن ، سبزه ای بزرگ تر از من هم هست ."

و بعد ساکت شد .

 

جبران خلیل جبران